جمال الدين محمد الخوانساري
431
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
كردن احسان ، وبفرياد رسيدن ستمديدهء بيچاره ، ومهمانى كردن مهمانان آلت بزرگى ومهترى است ، يعنى سبب آن مىشود . 6586 فاقة الكريم أحسن من غناء اللّئيم . درويشى كريم بهترست از توانگرى لئيم ، مراد به « كريم » چنانكه مكرّر مذكور شد صاحب جودست يا شخص گرامى بلند مرتبه ، وبه « لئيم » مقابل آن بهر يك از دو معنى ، ومراد اينست كه آن درويشى بهترست أزين توانگرى از براي صاحبان آنها ، زيرا كه كريم صبر كند بر درويشى وبحرامى نيفتد ، و « لئيم » كه توانگر باشد اگر بخيل باشد حقوق واجبه بر أو را ندهد واز آن راه معاقب گردد ، واگر پست مرتبه باشد طغيان كند وبأنواع فسوق وفجور گرفتار شود ، وممكن است كه مراد بهترى آن باشد از براي كسى كه حاجتي داشته باشد وغرض اين باشد كه اگر حاجت خود را نزد كريم درويش برد بهترست از اين كه نزد لئيم توانگر برد ، زيرا كه كريم هر چند درويش باشد بقدر مقدور سعى كند در بر آوردن حاجتي كه نزد أو برند بخلاف لئيم هر چند توانگر باشد . 6587 فقد اللّئام راحة الأنام . ناياب شدن لئيمان آسايش خلايق است ، ظاهر اينست كه مراد به « لئيمان » در اينجا مردم دنى پست مرتبه است كه ايذا وآزار مردم كنند . 6588 فاسمعوا ايّها النّاس وعوا ، واحضروا آذان قلوبكم تفهموا . پس بشنويد اى مردمان وحفظ كنيد ، وحاضر كنيد گوشهاى دلهاى خود را تا اين كه بفهميد . ظاهر اينست كه تتمهء كلامي باشد « 1 » كه در آن مواعظ ونصايح
--> ( 1 ) آخرين فقرهء خطبهء 185 ميباشد كه سيد رضى ( ره ) آنرا در نهج البلاغة باين عبارت « ومن خطبة له عليه السّلام تختصّ بذكر الملاحم » ( رجوع شود بجلد سوم شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ، چاپ أول در مصر ، ص 213 ) .